درودی بیکران به خوانندگان تاریخ سازان آسمانی. تمامی شاگردان و رسولان در راه صلیب رنج دیدند و این شاهدان قیام و رستاخیز عیسای مسیح به طور داوطلبانه زندگی خود را در راه اعلام نجات به جهانیان فدا نمودند. همانطورکه غالباً اشاره شده است مردم معمولاً به خاطر چیزهای دروغ، شکنجه یا مرگ دردناک را تحمل نمی‌کنند.
در این سفر به زندگی گارشیا نویسنده کتاب ندای شهیدان، استیفان، فلیپس رسول و متی، یعقوب کوچک و مرقس و شهادت آنان اشاره شد.
شاگردی و راه مسیح را براستی چگونه می‌توان از درد و رنج خالی دانست در حالی که مکتوب است: چون مسیح در عرصه جسم رنج کشید شما نیز به همین عزم مسلح شوید. (اول پطرس 4)

شمعون پطرس: (شهادت 69 سال بعد از میلاد مسیح)

شمعون پسر یوحنا در کفرناحوم در انتهای شمالی دریاچه‌ی جلیل زندگی می‌کرد، او و برادرش آند‌ریاس در یک خانواده ماهیگیر بزرگ شدند و شمعون تصمیم داشت که در آینده همان شغل را ادامه بدهد. تا اینکه یک روز مسیح در کنار ساحل از او می‌خواهد او را پیروی کند تا او را صیاد مردمان سازد. شمعون از طرفی خواست که هم صیاد مردمان باشد و هم نام جدیدی که عیسی او را به آن خواند مسیر زندگی او شد و تصمیم گرفت که پطرس یعنی صخره باشد.
پطرس به مدت سه سال همپای همیشگی عیسی بود. خیلی سخت نیست که پطرس را تصور کرد در حالیکه با لبخندی پنهان بر لب، این سطور را می‌نوشت از وقتی که عیسی او را به دعوتی بی‌اندازه عظیم فرا خواند. اشاره به اول پطرس باب دو آیات (۶-4) «با نزدیک شدن به او، یعنی سنگ زنده که آدمیان رد کرده‌اند اما نزد خدا برگزیده و گرانبهاست، شما نیز چون سنگ‌های زنده به صورت عمارتی روحانی بنا می‌شوید تا کاهنانی مقدس باشید و به واسطه‌ی عیسی مسیح قربانی‌های روحانی مقبول خدا را بگذرانید، زیرا در کتب مقدس آمده است: که هان در صهیون سنگی می‌نهم، سنگ زیر بنای برگزیده و گرانبها، آن که بر او توکل کند سر افکنده نگردد.»
پطرس از همان ابتدا از عمق این وعده آگاه بود، وعده‌ای که می‌گفت هرگز سرافکنده نخواهید شد. درست از همان لحظه‌ای که عیسی به طرف او رفت و گفت: من هنوز وظایفی برای شما دارم که باید انجام دهید به خوبی از شادی وصف ناپذیری که در مواجه با حقایق غیر منتظره و احساس شکست در پیش رو داشت آگاه بود.
بر اساس کتاب مقدس همیشه اولین و آخرین چیزی که عیسی از پطرس خواسته در یک یا دو کلمه خلاصه می‌شود، «از پی من بیا» مرقس باب یک آیه‌ی ۱۷ به آنان گفت: «از پی من آیید که شما را صیاد مردمان خواهم ساخت.» (یوحنا21 :22) «چون پطرس او را دید از عیسی پرسید: سرور من، پس او چه می‌شود؟ عیسی به او گفت اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند تو را چه؟ تو از پی من بیا.» و تاریخ گواهِ آنست که پطرس کاری جز اطاعت انجام نداد.
درست از لحظه‌ای که عیسی در کنار دریاچه‌ی جلیل او را خواند تا به رُم در مرکز دنیا، پطرس همواره به دنبال عیسی رفت. او در طول مدتی که با عیسی بود، از لحظه‌ی رها کردن شغلش تا به فدا کردن جانش برای عیسی در پی تمرین و یادگیری بود که چطور صیاد مردمان شود. پطرس یک مثال بارز از شهیدانی است که جان خود را وفادارانه به خاطر عیسی داد.
همچنین جالب است بدانیم که در انجیل با توجه به نقش پطرس به عنوان رهبر کلیسا در بین شاگردان و در کلیسای آن زمان خیلی صادقانه به تلاش‌های طنزآمیز او اشاره کرده است.
مثلاً خیلی اوقات شاگردان عیسی معنی کارهایی را که عیسی انجام می‌داد را درک نمی‌کردند و حتی دلیل آن را نمی‌دانستند و پطرس این نقطه ضعف را در بین دیگران علنی می‌کرد و یا برای بقیه بازگو می‌کرد. این خصلت او گاهی باعث می‌شد که حقایق آشکار بشود ولی بیشتر اوقات هم به اشتباه ختم می‌شد. گرچه رستاخیز عیسی تعدادی از شاگردان را به نیرویی قدرتمند برای انجیل مبدل ساخت اما برای کسانی که آنها را می‌شناختند هرگز فراموش نکردند که شاگردان از چه پیش زمینه‌ای آمده بودند.
نویسندگان انجیل حتی می‌توانستد داستان‌ها و وقایعی را که در طی آن ‌روزها و در حین خدمت با عیسی اتفاق می‌افتاد را به راحتی شکل دهند و اولین رهبران کلیساها را قهرمانان بزرگتری جلوه بدهند، اما آنها در برابر این خواسته یا وسوسه ایستادند.
اما آنها این کار را نکردند، و در عوض جلال خدا را به ما شناساندند و منابعی در اختیار ما گذاشتند تا بتوانیم زندگی خود را براساس آن بنا کنیم.
شاگردان عیسی افرادی کاملاً عادی و معمولی بودند که زمانی را با عیسی گذراندند و حال همانان گزینه‌ی بسیار مناسبی هستند تا ما به راحتی بتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.
این حقیقت که شاگردان تبدیل به شاهدانی شدند که با عیسی در ارتباط بودند به ما یاد آوری می‌کند که خدا مایل است که با ما نیز در ارتباط باشد تا جلال خود را بر ما هم آشکار کند.
وقتی صحبت از خدمات پطرس و تلاش‌های او به میان می‌آید، در اعمال رسولان، دوازده باب اول مکتوب است که چطور تمامی وقایع و رویدادها و جنبش‌های اولیه از همان ابتدای فرمان عیسی برای شاگردسازی در سراسر جهان آغاز شد.
به نظر می‌رسد که دراولین سخنرانی پطرس، درروز پنطیکاست تعداد زیادی به مسیح ایمان آوردند ولی گسترش انجیل به دوره‌ی یهودیان و (proselytes) محدود می‌شد. (غیر یهودیانی یا ختنه نشده‌هایی که سیتیزن یا یهودی شده بودند.)
همچنین خدا از پطرس برای تبدیل کرنلیوس رومی و اهل خانواده‌اش استفاده کرد (اعمال رسولان باب ۱۰) و در واقع کرنلیوس رومی خود تبدیل به نمونه‌ی بارزی از قوم‌های غیر یهودی که می‌بایست خبر خوش و نجات خداوند را دریافت کنند شد.
پطرس از باب 12 به بعد در اعمال رسولان به طور ناگهانی عزیمت می‌کند (از باب 12 به بعد در اعمال رسولان به طور ناگهانی در می-یابیم که دیگر اثری از پطرس نیست.)
او به طور معجزه‌آسا از زندان آزاد می‌شود و دیدارکوتاهی با ایماندارانی که در خانه‌ی مریم جمع شده بودند و برای او دعا می‌کردند داشت. آنها برای محافظت پطرس نزد خدا دعا می‌کردند و خدا با به در کوبیدن منزل مریم توسط پطرس دعای آنان را پاسخ داد.
حالا پطرس یک زندانی فراری بود و زندگی‌اش بیشتر از همیشه در خطر بود. لوقا در باب دوازده آیه‌ی هفده، اعمال رسولان، جدایی پطرس را اینطور شرح می‌دهند. (اعمال رسولان 12: ۱۷-۱۶)
«در این حین پطرس همچنان در می‌زد. سرانجام چون در را گشودند با دیدن او غرق در شگفتی شدند.»
«پطرس با اشاره‌ی دست آنان را خاموش ساخت و شرح داد که چگونه خداوند او را از زندان رهانیده است. سپس گفت: یعقوب و دیگر برادران را از این امر آگاه سازید، آنگاه به جایی دیگر رفت.» (جایی دیگر) که پطرس به آنجا رفت هم قدمت تاریخی وهم افسانه‌ای داشت. او به شهر بابل قدیم در شرق و همچنین به روم در غرب رفت. در تایید خدمات پطرس در شهر بابل (اول پطرس باب پنج آیه‌ی ۱۳) به مکانی که او در آن جا حضور داشت اشاره می‌کند (در تایید خدمات پطرس در شهر بابل به اول پطرس باب پنج آیه‌ی ۱۳ اشاره شده است.)
خواهر برگزیده با شما (احتمالاً منظور کلیسا است) که در بابل است و پسر من مرقس، به شما درود می‌فرستند. کلیسایی در شرق معتقد است که پطرس در انتشار (استقرار) انجیل در آنجا (در شرق) نقش اساسی داشته است. در تایید خدمات پطرس در روم ما به وضوح می-بینیم که ماموریت او بدانجا ختم شده و در همانجا شهید می‌شود.
در مورد تاسیس کلیسا در روم توسط پطرس شواهد دقیقی در دسترس نیست، اما زمانیکه او نامه‌ی خود را به روم می‌نوشت، انجیل توسط کسی به امپراطوری روم آورده شده بود و در واقع کلیسا از قبل در آنجا رونق گرفته بوده است.
از طرفی هم اگر پطرس در همان زمان در روم بوده کمی عجیب به نظر می‌آید که چرا پولس در نامه‌هایش اشاره‌ای به او (پطرس) نکرده است. و تنها چیزی که در اعمال رسولان می‌بینیم این است که پطرس در جایی دیگر به بشارت انجیل مشغول بوده است.
به این موضوع اغلب اشاره شده که زمانیکه عیسی برای آخرین بار در کناردریاچه‌ی جلیل با پطرس راه می‌رفتند، نه تنها دعوت او را دوباره به او متذکر شد بلکه از پایانی که در این راه در انتظارش بود نیز او را آگاه ساخت.
«آمین آمین به تو می‌گویم زمانیکه جوانتر بودی کمر خویش برمی‌بستی و هر جا که می‌خواستی می‌رفتی، اما چون پیر شوی دست‌هایت را خواهی گشود و دیگری کمر تو را بر بسته، به جایی که نمی‌خواهی خواهد برد.» (یوحنا 21: 19-18) عیسی با این سخن به چگونگی مرگی اشاره می‌کرد که پطرس با آن خدا را جلال می‌داد. سپس عیسی به او گفت: از پی من بیا…
مسئله این نیست که به کجا می‌رویم و چه اتفاقاتی می‌افتد، مهم عکس‌ا‌لعمل ماست در زمانیکه عیسی از ما دعوت می‌کند که او را پیروی کنیم. (مهم عکس‌العمل ماست زمانیکه عیسی به ما می‌گوید از پی من بیا)
روزهای پایانی زندگی پطرس در روم در جایی از انجیل ثبت نشده ولی در برخی منابع قدیمی به آن اشاره شده است. گویا او ماه‌های ناگواری را درزندان مامرتین واقع در روم باستان گذرانده، جایی که گذراندن حبس در آن با مرگ تفاوت چندانی نداشته.
پطرس اگر چه در غل و زنجیر بود و با او به شدت برخورد می‌شد ولی او توانست از شکنجه‌ها جان سالم به در ببرد و در نهایت توانست خبر خوش انجیل را با نگهبانان زندان بشارت دهد.
سرانجام پس از مدتی او را از آن سیاه چال بیرون آورده و به سیرک نِرو بردند و او را به صورت سر و ته (برعکس) به صلیب کشاندند. پطرس در آخرین لحظات خود را حتی لایق آن نمی‌دانست که همانند عیسی به صورت عادی مصلوب شود.

نوشته های مرتبط با دسته انتخاب شده شما

یوتیوب و استفاده بهینه از آن
غذای شکرگزاری خانه ی من

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

بیشترین خوانده شده ها

نتیجه‌ای پیدا نشد.

فهرست